|
|
|
|
درباره مایکل فلیپس پر افتخارترین ورزشکار تاریخ المپیکموفقیت ورزشی مایکل فلپس، این روزها در ایران، حتی در میان کسانی که به ندرت خبرها و رویدادهای ورزشی را دنبال میکردند، بازتاب جالب توجهی پیدا کرده است. عدم موفقیت کاروان ورزشی ایران در پکن، همراه با خبر باورنکردنی کسب این همه مدال و نشان از سوی تنها یک ورزشکار، سؤالهای زیادی در ذهن مردم ایجاد کرده است. به راستی ماشین قهرمانسازی کشورهای دیگر چگونه و تحت چه مکانیسمی، قهرمان ورزشی تربیت میکند؟ چرا این ورزشکاران اشباعناپذیر به نظر میرسند و کسب یکی دو مدال جهانی و المپیکی و چند قرارداد تجاری آنها را به سقف آرزوهای شخصيشان نمیرساند؟ و آیا مایی که عادت داریم از قهرمانان خود اسطوره بسازیم و یک شبه آنها را به اسوههای اخلاقی مسلم تبدیل کنیم، راه خطا را طی نمیکنیم؟ آیا بهتر نیست، ستارههایمان را زمینی و دوستداشتنی حفظ کنیم و شرایط را طوری فراهم آوریم که آنها تنها بر «حرفه» ورزش خود تمرکز کنند. اینها سؤالاتی هستند که اینجا و آنجا، در تاکسی و بیمارستان و نشریات و در گفتگوهای خودمانی با ادبیات و استدلالها و گرایشات شخصی مختلف به آنها پرداخته میشود. اما، در این پست میخواهم گریزی بزنم به بیوگرافی مایکل فلپس:
مایکل فلپس Michael Phelps در 30 ژوئن سال 1985 در مریلند به دنیا آمد. پدر و مادر مایکل، «فرد» و «دبی» نام دارند. پدر مایکل یک آدم نظامی بود و مادرش آموزگار دبیرستان. مادر مایکل، معلم موفقی است و توانسته دو بار، عنوان بهترین آموزگار سال را در مریلند به دست آورد. مایکل فلپس، در خواهر بزرگتر به نامهای هیلاری و ویتنی دارد. پدر مایکل، ورزشکار خوبی بود و توانست این ویژگی را به فرزندانش هم منتقل کند. هیلاری -خواهر مایکل- استعداد زیادی در شنای پرونه داشت، ولی شنا را سرانجام کنار گذاشت، خواهر دیگر مایکل یعنی «ویتنی» مدت بیشتری به شنا ادامه داد و حتی در سن 15 سالگی در سال 1996، تلاش کرد وارد تیم المپیک آمریکا شود ولی موفق به این کار نشد و مدتی کوتاهی بعد از این عدم موفقیت، به علت ناراحتی فتق دیسک بین مهرهای ، مجبور به خاحافظی از دنیای شنا شد. مایکل چیزهای زیادی از خواهرنش در مورد شنا آموخت، شاید یکی از مهمترین این تعلیمات، اهمیت سعی و تلاش در این رشته ورزشی بود. در مورد دوره خردسالی فلپس چیز زیادی در سایتهای اینترنتی منتشر نشده است، به جز اینکه در دورهای پزشکان تشخیص داده بودند که او مبتلا به اختلال بیشفعالی و کمبود توجه یا ADHD است. مایکل فلپس، عملا هنگامی که 7 سال داشت، شنا کردن را شروع کرد. به گفته خودش در نخستین بارهایی که وارد استخر میشد از فرو رفتن صورتش در آب وحشت داشت، به همین خاطر ترجیح میداد به پشت شنا کند، پس جای تعجب نیست که نخستین مهارتی که او در ورزش آموخت، شنای کرال پشت باشد. دوره کودکی فلپس با ورزش شنا و انجام ورزشهای دیگر به طور پراکنده، سپری میشد، تا اینکه سال 1996 فرارسید، دراین سال بود که تمایل مایکل برای دنبال کردن جدی ورزش شنا با تماشای مسابقات شنای المپیک 1996 آتلانتا و به خصوص رقابت دو ورزشکار خوب شنای آمریکا در این سال یعنی تام مالکو و تام دولان، افزونتر شد. اما در سال 1996، اتفاق ناگواری برای مایکل رخ داد. پدر و مادر مایکل بعد از سالها اختلاف از هم جدا شدند. سرپرستی مایکل و دو خواهرش به مادر مایکل سپرده شد و از این زمان تا به امروز ارتباط مایکل با پدرش بسیار محدود شده است. مایکل که شنا را از استخر مدرسهاش شروع کرده بود، در این زمان احساس کرد که نیاز به آموزش و مربی بهتری دارد، بنابراین به باشگاه ورزشهای آبی بالتیمر شمالی رفت، جایی که مربیای به نام «باب بومن» را ملاقات کرد، مربیای که پی به استعدادهای فلپس برد. دست و پاهای کشیده و کف پا و دست بزرگ او به همراه سعی تلاش زیاد مایکل نقاط قوت او بودند، اما انگیزه و تمایل شدید او برای برد و قهرمانی نقش مهمتری در زندگی ورزش او ایفا کرد، مایکل به هیچ عنوان پیروزی کس دیگری را تحمل نمیکرد، حتی یک بار که در مسابقهای در نوجوانی از یک شناگر هم سن و سالش عقب افتاد، عینک شنایش را به گوشهای پرت کرد، طوری که مربیاش مجبور شد او را به گوشهای ببرد و به او تذکر دهد که دیگر این کار را تکرار نکند. در دوره نوجوانی به جز پرداختن به شنا، او از هر نظر یک نوجوان عادی بود، کتابهایی در مورد قهرمانان ورزشی مثل «لارنس آرمسترانگ» و «وینس لومباردی» میخواند و شبها در کنارگربهاش -ساوانا- به خواب میرفت!
سال 1999: در سال 1999، مایکل به تیم ملی ب آمریکا راه یافت و موفق شد رکورد شنای 200 متر پروانه را در رده سنی جوانان جابجا کند. در سال 2000 او در مسابقات کشوری سوم شد و در مسابقات انتخابی تیم ملی برای املپیک سیدنی، به مقام دومی رسید و به عضویت تیم المپیک درآمد. المپیک سیدنی: در این مسابقات او بیشتر از 15 سال نداشت، و بنابراین جوانترین شناگر تیم المپیک آمریکا در 68 سال گذشته محسوب میشد. در سیدنی فلپس در 200 متر پروانه پنجم شد. در پایان سال 2000، او هفتمین ورزشکار برتر دنیا در رشته شنای 200 متر پروانه بود و در 400 متر انفرادی عنوان 44 ام جهانی را داشت. سال 2001: در این سال فلپس در مسابقات کشوری موفق به شکستن رکورد شنای 200 متر پروانه شد و در 100 متر پروانه مدال طلا را گرفت. در همین سال او نخستین مدال بینالمللی خود را به دست آورد و در مسابقات قهرمانی جهان در فوکوآکای ژاپن، مدال طلا گرفت. دیگر ورزشکاران کهنهکار شنا برای رقابت با این پدیده نوجوان دچار مشکل شده بودند و اسپانسرها مرتبا بر در اتاق او ضربه میزدند. سال 2002: فلپس 4 عنوان قهرمانی در مسابقات کشوری به دست آورد: 100 و 200 متر پروانه و 200 و 400 متر انفرادی، او موفق شد در 200 متر رکورد دنیا را بشکند. در این سال او در مسابقات قهرمانی پن پاسیفیک دو مدال طلا در رشتههای 200 متر و 400 متر انفرادی کسب کرد و در 200 متر پروانه نقره گرفت. موفقیتهای ورزشی فلپس در این زمان باعث شد که رسانهها و علاقهمندان رشته شنا، شروع به مقایسه او و شناگر مشهور استرالیا «یان تورپ» کنند. همه مشتاق بودند که بدانند که قدرت و سرعت و استقامت فلپس بیشتر است یا «تورپدو»! این موضوع برای مایکل که چند سال نوارهای ضبط شده از مسابقات یان تورپ را برای آموزش تماشا میکرد، افتخاری محسوب میشد. بعد از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان در سال 2003، مایکل بر مسابقات قهرمانی کشور تمرکز کرد و مبدل به نخستین کسی شد که در این مسابقات در 3 رشته متفاوت قهرمان شده است، او موفق شد در 200 متر آزاد، 200 متر پشت و 100 متر پروانه قهرمان شود. در سال 2003، مایکل در مسایقات شنای قهرمانی جهان در بارسلون اسپانیا شرکت کرد. او توانست در این مسابقات به خوبی پاسخی به اظهار نظر مربی استرالیا بدهد که مقایسه او را با یان تورپ غیرمنصفانه خواند بود ، چرا که او موفق شد، 6 مدال بگیرد و 5 رکورد را جا به جا کند! موفیتهای فلپس ادامه داشت و او در مسابقات قهرمانی آمریکا در کالج پارک مریلند در برابر تماشگران علاقهمند زادگاهش موفق شد، 5 عنوان قهرمانی را کسب کند. موفیتهای ورزشی فلپس باعث شد که در سال 2004، با 10 شرکت قرارداد تبلیغاتی امضا کند که شرکتهایی مثل Visa, Omega, AT&T Wireless, Power Bar از جمله آنها بودند. در این سال، مایکل موفق شد، مجددا 5 عنوان قهرمانی را به دست بیاورد. مایکل مراحل آمادگی برای المپیک آتن را با سودای تکرار رکورد «مارک اسپیتز» که موفق شده در المپیک سال 1972، 7 مدال طلا را کسب کند، شروع کرد. یک شرکت هم جایزهای یک میلون دلاری برای او در صورت تکرار این رکورد پیشنهاد کرده بود. فلپس موفق نشد که رکورد اسپیتز را تکرار کند اما کسب 6 مدال طلا و دو عنوان سومی را مگر میشود عدم موفیت لقب داد؟!
بعد از المپیک آتن، فلپس آنقدر مشهور شده بود که به صورت مرتب از سوی نشریات و برنامههای پرتماشگر تلویزیونی آمریکا دعوت به مصاحبه میشد، در این زمان او در یک سری برنامه تلویزونی مثل «صبح به خیر آمریکا» و «شوی شبانه» شرکت کرد. همچنین در یک تور دور آمریکا برای تبلیغ ورزش شنا شرکت کرد. شناگر مشهور جهان که در این زمان 19 ساله بود،البته لغزشهایی هم داشت، یک شب او را در حالی که در حالت مستی رانندگی میکرد دستگیر کردند، او به همین خاطر محکوم به پرداخت 250 دلار جریمه شد و مجبور شد که در برنامه همایش «مادران علیه الکل» شرکت کند و در مدرسههای محلی در مورد مضار الکل سخنرانی کند، او همچنین به 18 ماه حبس تعلیقی محکوم شد. مایکل در سال 2005، در دانشگاه میشیگان ثبتنام کرد. اما پیروزهای متعدد، میل و تمایل شدید مایکل را کم نمیکرد، او قصد داشت در شنا به همان جایگاهی برسد که «مایکل جردن» در بسکتبال و «تایگر وود» در گلف رسیده بودند. مسابقات قهرمانی جهان در ملبورن استرالیا چنین فرصتی را به او داد. در این مسابقات در سال 2007، او توانست 7 مدال طلا بگیرد و پنج رکورد جهانی را بشکند. راز پیروزهای مایکل فلپس: آمیزهای از فیزیک بسیار مناسب و استثنایی برای ورزش شنا، میل و انگیزه مهارنشدنی برای برد و تمرینهای سنگین علمی روزانه را را میتوان کلید پیروزهای مایکل فلپس دانست. اندام استثنایی: کارشناسان میگویند که گویی بدن مایکل فلپس برای ورزش سنا ساخته شده است. فلپس 193 سانتیمتر قد و 83.9 کیلوگرم وزن دارد، فاصله نوک انگشتهای دو دوست او در حالت گشوده، 200 سانتیمتر است. در مقابل پاهای او نسبت به قامتش، کوتاه است، چیزی که مناسب ورزش شناست. فلپس کف دست و پاهای بزرگی دارد، اندازه کفش او 50 است. با این ابعاد، پاها و دستهای فلپس در واقع در حکم پاروهایی هستند که او را در آب جابجا میکنند.
انعطاف فوقالعاده مفاصل دست و پا، چیزی دیگری است که در کنار تکنیک خوب، از فلپس یک ورزشکار استثنایی ساخته است. پیروزیهای فلپس در سایه تمرینهای منظم روزانه 2 تا 5 ساعته به دست میآید، تمرینهای او به حدتی طاقتفرسا و انرژیخواه است که او میباید روزانه 12 هزار کالری غذا دریافت کند! المپیک پکن: فلپس در المپیک پکن تا ساعت نگارش این سطور ۸ مدل طلا به دست آورده است با احتساب مدالهای فلپس در این دوزه از المپیک و المپیک آتن، او تا این لحظه 1۴ مدال طلا در المپیک کسب کرده است و پرافتخارترین ورزشکار تاریخ المپیک محسوب میشود و بالاتر از ورزشکاران نامی همچون کارل لوئیس (آمریکا، دو میدانی)، لاریسا لاتینینا (شوروی سابق، ژیمناستیک)، مارک اسپیتز (آمریکا، شنا) و پاروو نورمی (فنلاند ، دومیدانی) قرار گرفته میگیرد که هر یک 9 مدال طلای المپیکی دارند. منابع: ویکیپدیا، سایت شخصی مایکل فلپس، بیوگرافی فلپس با تشکر از علی رضا مجیدی(یک پزشک) |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 10:35 توسط خودم
|
|
||
|
|
|
|||||||||
|
در يكي از فروشگاه هاي آتش گرفته توكيو در ماه مه 1946، يعني درست بعد از جنگ جهاني دوم، آقاي Masaru Ibuka همراه با آقاي Akio Morita شركت Tokyo Tsushin Kogyo (شركت مهندسي ارتباطات دور توكيو) با هدف اوليه توسعه محصولات و تكنولوژي جهت كمك به ساختار مجدد اقتصاد ژاپن بنا نهادند. اين دو با اشتياق هر چه تمامتر، مكمل يكديگر در ابداع و بازاريابي محصولاتي منحصر بفرد شده و شركتي را تشكيل دادند كه امروزه با بيش از 60 ميليارد دلار درآمد، در شمار عمده ترين شركتهاي جهان محسوب مي شود.
در سال 1950، آقايان Ibuka و Morita اولين وسيله سخت افزاري سوني يعني يك پخش و ضبط نوار را بنام ضبط G-Type توليد كردند. آنچنان تقاضا براي اقلام مختلف بالا بود كه اولين نوارها از جنس كاغذ با لوازم مغناطيسي با دست رنگ شده توسط اولين مهندسين ساخته شد. آقاي Ibuka يك انسان عمل گرا با تصورات بالا بود كه مي توانست پيش بيني كند چه نوع محصولات و تكنولوژي هائي در زندگي روزمره مردم كاربرد بهتري خواهد داشت. او با ايجاد روحيه الهام بخشي خاص به مهندسين خود از نقطه نظر ابداع و ابتكار، آنها را به طرفي سوق داد كه پيوسته به فراتر از انتظارات خود بيانديشيد.آقاي Ibuka همچنين با بوجود آوردن محيط هيجان انگيز كاري و تاكيد بر روي فرهنگ باز فكري به كاركنان، موجبات بيشتري را براي پيشرفت كارها فراهم آورد. او در خاطرات خود مربوط به بوجود آمدن شركت نوشته كه آرزو دارد شركتي تاسيس كند كه كليه كاركنان آن از كار خود احساس رضايت وشادي داشته و ايده آلش اين است كه يك محيط كاري خلاق و ديناميك با فضاي تفريحي كاري داشته باشد. آقاي Akio Morita هم يك بازارياب واقعي ممتاز و درجه يك بود كه در جا انداختن نام سوني بعنوان يك نام جهاني تاثير بسزائي داشت. در حقيقت قصد و نيت او اين بود كه نهايتا مارك سوني را به ثبت برساند، زيرا زماني كه تقاضا براي ساخت 000/100 عدد راديو از Bulova دريافت كرد، بخاطر اينكه آنها مي خواستند راديوها را با نام Bulova ثبت كنند، او شديدا مخالفت كرد و اين تقاضا را رد نمود. پاسخ او به Bulova اين بود : ((من به شما قول مي دهم كه 50 سال بعد از اين نام شركت ما هم بهمان اندازه كه نام شركت شما امروز مشهور است، معروف و مشهور خواهد بود . . . )) امروز بايد گفت كه اين صحبت آنروز آقاي Morita از نظر پيشگوئي پيامبر گونه بود. در سال 1953، شركت جواز حق توليد ترانزيستور را از شركت Western Electric كسب كرد. آقاي Ibuka از مهندسين خود مصرا خواست تا روشهاي توليد را با هدف خلق و توليد يك محصول مصرفي بنام راديو ترانزيستوري ژاپن بنام TR-55 به بازار معرفي و عرضه شد. اما در سال 1957، سوني با توليد و عرضه اولين راديو ترانزيستوري جيبي در جهان يك موقعيت رهبري ويژه را در بازار براي شركت كسب نمود. در ژانويه 1958، نام اين شركت به SONY Corporation يا شركت سوني تغيير يافت. اصولا نام ((سوني)) از تركيب دو كلمه بوجود آمده است : يكي كلمه ((Sonus)) بزبان لاتين كه در حقيقت ريشه اصلي كلماتي چون ((Sound)) (صدا) و ((Sonic)) (صوتي) را تشكيل مي دهد و ديگري كلمه ((Sonny)) به معني پسر كوچك است. اين كلمات بدان جهت انتخاب شدند تا نشان دهند كه سوني متشكل از يك گروه مردان جواني است كه براي خلاقيت هاي نامحدود پيوسته داراي انرژي و شور و شوق وافري مي باشند. يكي ديگر از محصولاتي كه توسط اولين ايده هاي بنيان گذاران شركت توليد شد، پلوپز برقي بود، اما بعد از سال 1955 كه اولين راديو ترانزيستور جهان توسط شركت عرضه شد و توفيقي قابل ملاحظه كسب كرد، محصولات توسعه يافته و متحول ديگري هم بتدريج عرضه گرديد كه ذيلا از آنها نام برده مي شود :
|
||||||||||
|
Masaru Tamagawa مدير شركت سوني گلف |
|
|
"باور ما در سوني اين است كه براي افزايش رشد فعاليتهاي تجاري، ما بايد بهر صورت ممكن يك ارتباط ريشه اي عميق با بازارهاي محلي داشته باشيم. ما بايد با در نظر گرفتن ميزان تغيير انتظارات مصرف كنندگان محلي، ارتباط خود را مطابق با تقاضاهاي آنان افزايش دهيم. ما لزوما اين كار را براي افزايش ميزان تقاضا انجام داده تا بدين طريق مصرف كنندگان هم از پتانسيل بالاي محصولات سوني آگاهي يابند " |
|
آقاي Tamagawa سياست افزايش رشد فروش را مبتني بر سه اصل قرار داده است : گسترش ارتباطات محلي، تمركز روي اصل رقابت براي دستيابي به سهم بيشتري از بازار و ايجاد تقاضاي هر چه بيشتر براي محصولات ديجيتالي . آقاي Tamagawa كه دانشي عميق و گسترده در خصوص بازارهاي منطقه اي دارد، فارغ التحصيل اقتصاد صنعتي از دانشگاه CHOU در توكيو است. او از بخش گروه بازاريابي بين الملل سوني و همچنين دپارتمان بازاريابي در توكيو، از سال 1992 تا 1995 بعنوان رئيس بخش بازاريابي و فروش به دفتر سوني در تايلند رفت و طي سالهاي اقامت او در تايلند، رشد فروش سوني در آنجا به دو برابر افزايش يافت. وي سپس در سال 1995 بعنوان رئيس كل فروش و بازاريابي به دفتر سوني در پاناما منتقل شد و طي سالهاي بحراني واحد پول كشور مكزيك، او مديريت بازارهاي آمريكاي لاتين را بعهده گرفت.او در سال 1998 به توكيو بازگشت و سپس مقام رئيس كل فروش و بازاريابي دفتر سوني گلف FZE در دوبي را احراز نمود.قابل توجه آنكه وي در اين سمت هم توانست ميزان فروش محصولات سوني را به ميزان قابل ملاحظه اي افزايش دهد. آقاي Tamagawa متاهل و داراي 3 فرزند است. او عاشق بازي گلف بوده و هنگام فراغت هم با پسر خود بيس بال بازي مي كند. او عاشق مطالعه است و علاوه بر خواندن كتابهاي مربوط به استراتژي تجاري، نوولهاي پليسي و كتابهاي مربوط به فرهنگ هاي جهان را نيز مطالعه مي كند. او همچنين عاشق حيوانات است و اوقات فراغت خود را باسگ كوچولوي شكاري خود صرف مي كند. با تشکر از رضا سپاس یار منبع: سایت amoltek | |
|
|
|
|
|
اگر گوشی نوکیا ان ۷۳ دارید و هنگام نصب بعضی از برنامه ها با این پیغام روبرو میشوید Expired certificate دو را برای گذشتن از این پیعام دارید: ۱- تاریخ گوشی خود را به حالت میلادی تغییر دهید. ۲- اگر راه اول جواب نداد از راه دوم که ابتکار خودم می باشد استفاده کنید و راه دوم اینه که تاریخ میلادی گوشی خود را حدود 8 ماه به عقب برگونید اون موقع دیگه برای نصب برنامه دیگه مشکلی نخواهید داشت. این راه حل رو من خودم پدا کردم و وقتی این راه رو پیدا کرده یاد این جمله افتادم که ایرانی اگه بخواد می تونه حالا اگه من گوشی رو برده برده این مغازه های تعمیر موبایل فکر میکنم حدود ۱۵۰۰۰ الی ۲۰۰۰۰ تومان رو افتاده بودیم که خدارو شکر این جور نشد. راستی کیس از روبیک و یا تاریخچه اون خبری داره؟ |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 6:25 توسط خودم
|
|
||
|
|
|
|
|
سال 99 ، خانم بونی براون Bonnie Brown ، تازه از همسرش جدا شده بود. او با خواهرش زندگی میکرد و آیندهای نامشخص داشت. تا اینکه شانس آورد و یک آگهی استخدام دید. یک شرکت در «سیلیکون ولی» ، احتیاج به یک ماساژور داشت که به خانههای کارمندانش برود و آنها را ماساژ دهد.
این شرکت که آن موقع 40 کارمند بیشتر نداشت ، گوگل نام داشت! او این کار پارهوقت را در گوگل قبول کرد. خانم براون هفتهای 450 دلار دستمزد میگرفت و این امکان را هم داشت که به جای دستمزد نقدی ، سهام شرکت را بخرد. بعد از 5 سال مدام ، ماساژ مهندسان گوگل ، خانم براون بازنشست شد ، ولی سهام گوگل آنقدر رشد کرده بود که این خانم میلیونر شده بود!
این خانم از اینکه عاقبتاندیشی کرده و به توصیه مشاور اقتصادیاش گوش نکرده و سهامش را نگه داشته خوشحال است. حالا این خانم 52 ساله در یک خانه بزرگ 3 هزار فوت مربعی در نوادا زندگی میکند و به علاوه ماساژور مخصوص خودش را دارد. او مسافرتهایی هم به نقاط مختلف جهان برای سرکشی بنیاد خیریهای که تأسیس کرده ، انجام می دهد. تخمین زده میشود ، هزار نفر از کارمندان گوگل با در اختیار داشتن سهامی بیشتر از 5 میلیون دلار ،از طریق رشد خیرهکننده ارزش سهام گوگل میلیونر شده باشند.
هر سهم گوگل در بدو تأسیس ، 80 دلار ارزش داشت. بد نیست ارزش سهام رؤسای گوگل را هم بدانید، ارزش سهام لری پیج 20 میلیارد دلار و ارزش سهام سرگئی برین 19.6 میلیارد دلار است. در طی دوران رشد اقتصادی ، ارزش سهام شرکتهای دیگری مثل یاهو و نتاسکیپ هم افزایش پیدا کرده است ولی هیچ کدام از شرکتها قابل مقایسه با گوگل نیستند. ارزش فعلی هر سهم گوگل 663.97 دلار است. امسال سهام گوگل 40 درصد ترقی کرد که معادل افزایش ارزش به میزان 203 دلار برای هر سهم است.
با تشکر فراوان از علی رضا مجیدی (یک پزشک)... |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 17:22 توسط خودم
|
|
||
|
|
|
|
|
حوزه علمیه قم : شعار کنترل جمعیت سبب کاهش شیعه شده است!!! معاون تبلیغ و آموزش حوزه علمیه قم در جمع طلاب گفت : شعار کنترل جمعیت سبب کاهش جمعیت شیعه در جهان شده است در زیر براتون لینک عکس گرفته شده از مطلب بالا رو گذاشتم آخه رویه چه حسابی این حرف ها رو میزنید ؟؟؟ اصل جمعیت ایران متولدین سال های 65 تا 67 هستند که یواش یواش وقت ازدواج این رده سنیه و اگر هر کدوم از زوج ها فقط 2 فرزند نه بیشتر داشته باشند دوباره جمعیت ایران به حالت قبل بر می گرده . امیدوارم که شما هم این شعار رو قبول داشته باشید : فرزند کمتر افغانی بیشتر بابا شوخی کردم (-: فرزند کمتر زندگی راحت تر
این هم لینک عکس حتما ببینید. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 14:56 توسط خودم
|
|
||
|
|
|
|
|
خدایا :
گَرَم تو روی آری چه باک که دیگران روی برگردانند
اگَرَم تو یاورم باشی چه ترس که آفریدگانت یاوریم نکنند
و گر تو غمخوار گشتی چه غم که خلقت غم نخورند
خداوندگارا مهربانا معشوقا گرم تو روی گردانی چه سود که دیگران روی آرند
اگرم تو یاوری نکنی چه حُسن که آفریدگانت یاوری کنند
و گر تو غم نخوری چه شادیست که خلقت غمخوار گردند خداوندا : همنشینی ، یاوری ، غمخواری
من خوب می دانم که تنها نیستم!!! مهربانا
اگر آنی... همنشینیم ، یاوریم ، غمخواریم نکنی
عمری تنهای تنهایم معشوقا
من ، تنها با تو تنها نیستم
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 11:1 توسط خودم
|
|
||